تبليغاتX
بزرگترین بانک مقالات علمی .:. انجمن سهند - نور خاموش‎‎

بزرگترین بانک مقالات علمی .:. انجمن سهند

استان آذربایجان شرقی شهرستان تبریز

نور خاموش‎‎

يوهان و استر به همراه فرزندان شان زندگي ساکت و آرامي را در چيخواهوا مي گذرانند. اما اين آرامش به زودي از ‏ميان مي رود، چون يوهان عاشق زني ديگر به نام ماريان شده است. يوهان مي پندارد سرانجام عشق واقعي زندگي اش ‏را يافته است. يوهان اين ماجرا را ابتدا با دوستش زاکارياس در ميان مي گذارد. زاکاريس اين اتفاق را سرنوشت مي ‏داند. اما يوهان که عقيده دارد‎ ‎‏"مرد خود سرنوشت اش را مي سازد" اين موضوع را با پدرش-‏‎ ‎يک واعظ مسيحي- نيز ‏در ميان مي گذارد. پدر يوهان اين کار را عملي شيطاني و گناه مي داند، اما به گونه اي قدري مسلکانه آن را سرنوشتي ‏از پيش مقدر شده مي نامند. سرانجام يوهان موضوع را با استر در ميان مي گذارد. استر دل شکسته به زودي بر اثر ‏بيماري مي ميرد، اما در مراسم تشيع جنازه او ماريان سر رسيده و با بوسه او استر بار ديگر زندگي را از سر مي ‏گيرد...‏

چرا بايد ديد؟
سه سال قبل بود که با فيلم نبرد در آسمان کارلوس ريگادس فيلمساز مکزيکي به فهرست ساليانه بهترين هاي منتقدان ‏فرنگي راه يافت. کسي که در فيلم هايش رابطه جسماني تمي ثابت بود و ارتباطي تنگاتنگ با مذهب داشت. نبرد در ‏آسمان با وجود قصه غم انگيزش اميد را به تماشاگر عرضه مي کرد و ساختاري معقول و جذاب داشت که تماشگر را تا ‏پايان با خود همراه مي کرد. البته بي پروايي ريگادس در نمايش برهنگي و اعمال جنسي نيز بي تاثير نبود. ‏
ريگادس دو سال بعد از اين فيلم با بودجه اي فقيرانه تر[980 هزار يورو] دست به کار ساختن نور خاموش شد. حاصل ‏کار فيلمي متين تر، زيباتر و داراي بار مذهبي بيشتري است. اما اين مزايا نمي تواند تماشاگر آشنا به ريتم تند فيلم هاي ‏امروزي را با خود همراه کند. نور خاموش براي تماشاگري ساخته شده که پس از تماشاي فيلم هاي طولاني تارکوفسکي ‏دچار هيجان مي شود و کسي مانند روبر برسون نزد او پيامبري بي بديل در عرصه سينماست. نماهاي طولاني، گاه ‏بسيار ساکن و بدون حوادث پر حرکت داخل قاب که مي تواند صبوري هر کسي را به چالش بطلبد. اما منتقداني را که ‏از ديدن فيلم که چه عرض کنم، نوارهاي حاوي رگبار تصاوير پر سر و صدا خسته شدند وادار به تحسين کند. ‏مخصوصاً اگر ديندار هم باشند!‏
منتقد مجله تايم فيلم را داراي صحنه هايي درخشان و آکنده از ذکاوت بصري و احساسي خوانده، مانولا دارگيس منتقد ‏نيويورک تايمز نيز آن را يک داستان به ظاهر ساده درباره بخشش، اما داراي تصاويري فوق العاده زيبا با شخصيت ‏هايي که با نوري دروني روشن شده اند تعريف کرده و منتقد مجله لوموند نيز ريگادس را نابغه اي که هر لحظه را ‏مقدس ساخته مي نامد. ‏
اما.... نور خاموش که با داستان خود را در ميان طلوع و غروبي بازگو مي کند، نه به اين خاطر که اولين فيلم توليد شده ‏به زبان سخت نا آشناي ‏Plautdietsch‏[شاخه اي از زبان آلماني با تاثيراتي از زبان هلندي]است يا فاقد هر گونه ‏جذابيت در قصه؛ بلکه براي همين پيام مذهبي اش و تم تزلزل ايمان[يوهان عشق خود را به ماريان نوعي امتحان الهي ‏مي داند] دوست ندارم. پيامي به شدت کهنه، نخ نما، به دور از ضرورت هاي زمانه و از همين رو کسالت بار و خفه ‏کننده که حتي مقايسه دست و دل بازانه آن با فيلم هاي ترنس ماليک[فيلمساز مجبوب من] توسط منتقدان ريز و درشت ‏نمي تواند مرا وادار به توصيه تماشاي آن کند. يقين دارم کساني که دو فيلم قبلي ريگادس را نيز ديده اند، با تماشاي نور ‏خاموش سخت جا خورده و دستخوش حيرت خواهند شد. سکوت و شاعرانگي نيز ظاهري فيلم نيز در خدمت ايمان ‏آوردن به معجزه انتهايي فيلم است و جز فريب و ريا در آن نمي بينم. در يک کلام: فيلم متعلق به زمانه نيست. نمونه ‏هاي بهتر را چندين دهه قبل امثال دراير ساخته اند[سکانس پاياني شباهتي فراوان به سکانسي از فيلم کلام دارد].‏
ژانر : درام
+ نوشته شده در  88/07/23ساعت 17:54  توسط سپیده آذرمی  |